الشيخ المنتظري

98

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

دست بزند بايد مقدّماتش را فراهم كند . شما شنيده ايد بچه هاى پاكى كه نيّت خوبى هم داشته اند ، در جنگ دلشان را به دريا مى زدند و بدون حساب پيش مى رفتند ، يك وقت هم همه محاصره و شهيد مى شدند . وقتى انسان با دشمنى در جنگ و ستيز باشد - مثل حزب بعث عراق كه مجهّز است و ابرقدرتهاى شرق و غرب كمكش مى كنند ، از كشورهاى مرتجع منطقه هم ابزار در اختيارش مى گذارند - نبايد بى حساب كار كند ، بايد برنامه ريزى و طرح و برنامه داشته باشد ، نيروها را بسنجد و عاقلانه وارد ميدان بشود . حضرت على ( عليه السلام ) مى ديد هرچند ابوسفيان و عبّاس و زبير و تعدادى ديگر هستند ، اما ابوسفيان كه نيّت پاكى ندارد ، تعداد ديگرى هم هستند كه به اندازه كافى نيست ، توده مردم هم طرف ابوبكر و عمر رفته اند ، حضرت اگر مى خواست قيام كند ، مى ديد زمينه زمينه شكست است هرچند حق با حضرت بود ، لذا مى فرمايد : پيروز كسى است كه به وسيله بال پرواز كند . در اينجا حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) يك قاعده كلّى به دست مى دهند و آن اين كه اوّل بايد بال يعنى وسيله و ابزار مناسب را فراهم كرد و بعد پرواز يعنى قيام كرد ، اگر كسى با بال شكسته و بدون ابزار مناسب قيام كند خودش را به مخاطره انداخته است . « أَوِ اسْتَسْلَمَ فَأَرَاحَ » ( يا اين كه طلب سلامتى كند و هم خودش و هم ديگران را راحت كند . ) « استسلم » از باب استفعال است از مادّه « سلم » يعنى سلامتى . اين فرمايش حضرت معنايش اين نيست كه انسان نبايد اصلاً نهضتى داشته باشد ، نبايد در مقابل ظلم قيام كند ، بلكه معنايش اين است كه اگر خواستى در مقابل ظلم قيام كنى براى خودت بال و نيرو تهيه كن ، ملّت را با خودت همراه كن بعد قيام كن . اما اگر همه ملّت بر خلاف تو باشند وسيله تبليغات هم ندارى ، حرفى كه بزنى همان جا